مطالب روز | ||
خیلی سخته
خیلی سخته چیزی رو که تا دیشب بود یادگاری صبح بلند شی و ببینی که دیگه دوسش نداری خیلی سخته که نباشه هیچ جایی برای آشتی بی وفا شه اون کسی که جونت و براش گذاشتی خیلی سخته تو زمستون غم بشینه روی برفا می سوزونه گاهی قلب و طعم طلخ بعضی حرفا خیلی سخته که ببینی کسی عاشقیش دروغه چقدر از گریه اون شب چشم تو سرش شلوغه خیلی سخته اون کسی که گفت واسه چشات می میره بره و دیگه سراغی از تو و نگات نگیره خیلی سخته که ببینیش توی یک فصل طلایی کاش مجازات بدی داشت توی قانون بی وفایی خیلی سخته [ چهارشنبه 89/2/15 ] [ 11:38 عصر ] [ محمد رضا آزادبری ]
[ بدون نظر ]
|
||
[ فالب وبلاگ : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |